قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
862
درة التاج ( فارسى )
نظام كنى در ايجاد جيزى ، اوّل تصوّر نظامى « ( مى ) » كنى آنگاه سوق « 1 » امور « [ مى ] » كنى به آن نظام ، بس بحقيقت مصدر آن امور نظام متصوّر باشذ . و جون فاعل نظام مطلق باشذ - و كمال محض ، واجب آن باشذ - كى امور موجودهء ازو بحيثيّتى باشذ كى هيج مزيدى بر آن نباشذ در احكام - و نظام . و ازين جهت درست نباشذ صدور ايشان بر نظامى ديگر ، جه هر نظام كى فرض كنند دون آن نظام باشذ ، و جون علم واجب بذات خود زايد نيست بر ذات او ، و نه علم او بمعلولات او بر وجود آن معلولات ، بس ممكن نباشذ تقدّم « 2 » علم او [ ( بلوازم او ) ] بر لوازم « 3 » ، و اگر علم او بمعلول او متقدّم شود بر لزوم معلول ازو ، ذات او بمجرّدها مفيد لوازم نبوده باشد ، بل كى مفيد ، ذات باشد با علم ، بس مبدأ اوّل عنايت او زايد نباشذ بر ذات او [ ( و ) ] بر عدم غيبت « 4 » او از ذات او - و لوازم ذات او . و هرگاه كى گويند كى عنايت او زايد نيست بر ذات او آن بنوعى از اعتبار صادق باشذ - نه بحقيقت . و همجنين جون گويند كى علم او سبب وجود اشياست ازو . و جون عقول لازم آيذ « 5 » از خير مطلق ، و از مقتضا آن است ، و افلاك هم صادرند از ان ، و متشبّه در حركات خويش به آن . و امورى كى در تحت افلاكاند نظام ايشان متعلّق است بحركات افلاك - كى افضل « 6 » حركات است ، واجب باشذ كى اين نظامى كى موجودست در عالم طبيعت هم بر اتمّ آنج ممكن است باشذ ، و افضل آن ، و هيج نظامى اتمّ از آن نباشد . [ ( و ) ] در موجودات هيج امرى باتّفاق نيست ، بل كى همه : يا طبيعىّاند بحسب ذات [ ( او ) ] ، جون حركت حجر بأسفل ، يا طبيعىّ
--> ( 1 ) - شوق - م - ط - مب - ( 2 ) - بقدم - اصل - مب - بعدم - ط . ( 3 ) - بر لوازم او - ط . ( 4 ) - عينيّت - م . ( 5 ) - اند - م - مب . ( 6 ) - فضل - ط .